السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

45

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

كه براى ديگر مسلمانان نقشى حقيقى براى انتخاب قائل شود « 1 » و اين بدان معناست كه نظريهء نظام شورايى همان‌طور كه با شيوهء خليفهء اوّل ، ابو بكر تطبيق نمىكند ، با طريقهء عمر نيز در تعيين جانشين منطبق نيست . وقتى مردم از عمر خواسته بودند فردى را براى جانشينى انتخاب كند ، مىگويد : « اگر يكى از اين دو مرد يعنى سالم مولاى ابى حذيفه و ابى عبيدهء جراح زنده بودند ، امر حكومت را به يكى از آن دو مىسپردم و به او وثوق مىيافتم و اگر « سالم » زنده بود ، هيچ‌گاه

--> ( 1 ) - عمر به صهيب مىگويد : سه روز با مردم نماز بخوان ، آنگاه ، على ، عثمان ، طلحه - اگر بيايد - ، زبير ، سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف را فراخوان ، و عبد اللّه بن عمر را [ به عنوان مشاور ] فراخوان ، ولى او هيچ نقشى در موضوع خلافت و امارت نداشته باشد و تو خود امور را نظاره گر باش . هرگاه پنج نفر از اين شش نفر بر يكى از خود اتفاق كردند و تنها يك نفر مخالفت كرد ، به او فشار بياور يا گردن مخالف را بزن . در صورتى كه چهار نفر از اعضاى شورا بر يك نفر اتفاق كردند و دو نفر با او مخالفت كردند ، گردن آن دو نفر را بزن و در صورتى كه سه نفر از اعضا بر يك نفر اتفاق كردند و سه عضو ديگر بر فرد ديگرى اتفاق كردند ، در اين‌جا عبد اللّه بن عمر قضاوت كند . هر يك را او انتخاب كرد ، همو خليفهء مسلمانان خواهد بود و اگر به حكم عبد اللّه بن عمر گردن ننهادند ، با گروهى باشيد كه عبد الرحمن بن عوف در آن است ، و گروه ديگر را چنانچه از اتفاق مردم سرتافتند ، بكشيد . . . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 581 ؛ الكامل في التاريخ ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 67 ، چاپ دار صادر . اين متن تاريخى بىنياز از توضيح و تفسير است .